تبلیغات
نوشته های زمستونی - عرفه




































نوشته های زمستونی


http://s9.picofile.com/file/8310155492/IMG_20170831_205439.JPG

روز عرفه کلاس داشتم ساعت 4 و نمیتونستم غیبت کنم وگرنه حذف میشدم

نشستم تو خونه دعا خوندم و از اونجایی که من دعا خوندنم خیلیییییی طول میکشه از ساعت 2.5 شروع کردم

داشتم میخوندم و یکم مونده بود که تموم بشه دیدم ساعت یه ربع به چهاره

شروع کردم تند تند خوندن که تمومش کنم

یهو رسیدم به این «الهی الی من تکلنی»

وسط اون همه تند تند خوندن اینو که دیدم شک شدم

اشکام ریخت

تا حالا تو هیج دعایی یه قسمتش انقدر بهم نچسبیده بود

دعا که تموم شد ازش عکس گرفتم

مامانم دیده میگه ؛من میگم کلاست دیر شد تو عکس میگی؛

بهش نشون دادم

میگه یه دونه خوشگل بگیر بزارم پروفایلم

من

اصن این قسمت دعا روزمو ساخت

گزاشتمش صفحه ی گوشیم

هر وقت چشمم بهش میوفتاد یه حالی میشدم

و چقدر من جدای از این قسمت دعا عاشق دعای عرفه ام!!!!

نوشته شده در جمعه 5 آبان 1396 ساعت 08:51 ق.ظ توسط فاطمه م نظرات |

Design By : Pichak