تبلیغات
نوشته های زمستونی - میو میو




































نوشته های زمستونی


http://s8.picofile.com/file/8311090576/20171105_102202_1_.jpg


از اول مهر درگیر این بودم که برای تولدش چی بخرم

دوسداشتم یه چیز خاص باشه....نه از نظر همه....فقط و فقط از نظر خودش.....

همیشه خوشحال  کردنش برام شیرین بود و هست و دوست خوش خنده ی من خیلی ساده خوشحال میشه....

وقتی اون روز با شوق تمام  و اون لبخندای خاص خودش بهم گفت«وایییییییی فاطمههههههههههه روزبه معین کتاب قهوه ی سرد اقای نویسنده رو چاپ کرده»

به خودم گفتم که این کتاب باید جزی از کادوی تولدش باشه

هرجور شده.....شده برم از خود روزبه معین کتابو بگیرم باید گیرش بیارم....

رفتم تو فکر چاپ عکس روی شاسی .....گفتم از عکسای خودمون دوتا

که قربون خودمون برم یه عکس ادمیزاد نداشتیم

اون عکس نوشته رو که دیدم گفتم اینم باید بهش بدم

چند روز قبل از تولدش اون عکس سیاه سفید رو دوستم میخواست بهش نشون بده که من گفتم بهش نگو تا من اینو چاپ کنم

شب قبل تولدش با کلیییییییییییییی ذوق براش گرفتم اینا رو و  هر دو دقه یه بار چهره اشو وقتی کادوشو میدید تجسم میکردم

با دوستام قرار گزاشتیم یه تولد کوچلو توی مدرسه براش بگیریم

و چقدر من غرق لذت شدم وقتی توی دفتر مشاوره ی مدرسه ذوقشو دیدم

و بیشتر ذوق کردم از ذوقش وقتی کادوشو دید

شاید اخرین سالی باشه که اینجوری کنارشم و کنارمه

دوس دارم اون لبخنداشو تو تموم سال ببینم و ذخیره کنم واسه روزای ندیدنش

خوشحال کردن صالحه بهترین اتفاقای زندگی منه

وخدا میدونه چقدر ناراحتش کردم

این پستو دیر گزاشتم

ولی بازم تولدشو تبریک میگم و ارزو میکنم لبخندشو هیچ وقت از کسی دریغ نکنه

یه معذرت خواهی ام بهش بدهکارم به خاطر تموم اون چیزایی که از یه دوست میخواسته و من نبودم

به خاطر خیلی چیزا.....

همیشه بخند دیووووونه ی دوس داشتنی خوش خنده ی من

 

 

پ . ن

صالحه گوشتو بیار

«میو میو»


نوشته شده در دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 06:36 ب.ظ توسط فاطمه م نظرات |

Design By : Pichak